اقتصاد سیاسی و شهرگرایی در جهان سوم

اقتصاد سیاسی و شهرگرایی در جهان سوم
۲۹ خرداد ۱۶:۰۰ ۱۳۹۸ پرینت گرفتن از این مقاله

به گفته مرحوم حسین شکویی جغرافیدان برجسته ایرانی در قرن چهاردهم ه.ش، در این نظریه سیستم های شهری و مراکز شهری در کشورهای جهان سوم بارتاب نقشی است که دولتهای ملی در سیستم اقتصاد سیاسی بین المللی بازی می کنند.

به گزارش BACpress، در این دیدگاه یک نوع بی رغبتی نسبت به سرمایه داری مهار نشده دیده می شود. در میان پیشگامان این نظریه می توان از آندره گوندر فرانک و سامیر امین نام برد؛ در بیشتر موارد، تمرکز سرمایه، در نتیجه جریان سرمایه از مادرشهرهای کشورهای توسعه یافته به سوی شهرهای جهان سوم به وجود می آید. طبق این نظریه، شهرهای جهان سوم، به ویژه شهرهای مسلط آن در توسعه نیافتگی کشورهای جهان سوم نقش تعیین کننده ای دارند.در ایران نیز وضعیت به گونه ای تغییر یافته به سمت دگرگونی و تغییر بنیادین سلسله مراتب شهری و تبدیل شبکه های شهری کهکشانی به سیستم زنجیره ای را شاهد هستیم.

قطب مهاجرت در ایران و تاثیر آن در اقتصاد سیاسی

تهران با پولاریزه شدن و در اختیار گرفتن بخش اعظم سرمایه های اقتصادی_اجتماعی کشور سعی در جدا کردن خود از سایر سکونت گاه ها اعم از شهرهای میانی و کوچک در سیستم دارد به گونه ای که علاوه بر جذب مهاجرت های بی سابقه در طی یک قرن اخیر، برای فراهم نموندن سرانه های متفاوت خدماتی علی الخصوص تامین اشتغال، اقدام به احداث تعداد بی شماری واحد سکونتی، تجاری، صنعتی و همچنین تفریحی تفرجگاه کرده که رشد تهران را با سیر لجام گسیخته ای به سمت قطبیت و تمرکز گرایی سوق داده.

در برخورد با شهرنشینی و شهرگرایی در کشورهای جهان سوم از دیدگاه اقتصاد سیاسی ، با تاکید بر سلسله مراتب شهری جهانی و تاثیرپذیری آن، روند سیستم های توسعه ناحیه ای بیشتر می شود.برنامه های توسعه منطقه ای و بخشی تا قبل از پیروزی انقلاب اسلامی صرفا در مسیر جاده های نظامی همچون پیمان سنتو شامل(کرمان، اصفهان، سنندج و…) در حال اجرا بودند که با هدف ایجاد قطب های توسعه و همچنین بهره گیری بهینه از پتانسیل ها و ظرفیت های معادن و پهنه های کشاورزی ایجاد می شدند.

اقتصاد سیاسی

تهران،قطب مهاجرت در ایران

پس از انقلاب این روند با چرخشی بطنی به سمت رویکردی هماهنگ و از پایین به بالا انجام شد بطوریکه طرح های جامع سرزمین با تغییر نام خود به آمایش سرزمین و در نظر گرفتن توسعه ملی_منطقه ای، به توزیع فعالیت ها در سطح کشور بصورت هماهنگ برآمدند اما با توجه به آنکه سازمانی خاص متولی قانونی پیگیری این برنامه ها نبود و از طرفی طرح های ناحیه ای و مجموعه شهری با تاخیر تهیه شدند(که آنها نیز در عمل متولی خاصی برای پیگیری و اجرا نداشتند) باز هم ابر شهر تهران با همان روند همیشگی به سمت رشد افسارگسیخته (صرفا رشد کالبدی و ارضی) پیش رفت.

برای کاهش مهاجرت چه باید کرد؟

این رویه با تداوم سهمگین خود موجب کاهش سرانه عملکرهای اقتصادی پایه ای از دیگر نقاط سرزمین شده که مهاجر فرستی و عزیمت به سوی کلانشهرها (بالاخص نواحی صنعتی چون تهران و اصفهان) را بیش از پیش برای ساکنان مناطق مذکور تنها راه چاره می خواند.

در جهت کاهش و تعدیل هرچه موثر تر مهاجرت های بین منطقه ای در ایران، ابتدا:

  • تعریف و تحدید (حدود) وظایف ارگان های متولی،
  • نگاه راهبردی به ظرفیت های منطقه ای و منظور این دیدگاه در طرح های فرادست بطور قطعی،
  • جذب سرمایه گذار از اقصی نقاط دنیا با استفاده از تامین حداقلِ زیرساخت های پایه ای بخش صنعت و
  • نگاه مجددِ از پایین به بالا که تا قبل از ورود کاپیتالیزم به ایران گره گشای حداقلی بود می تواند مرهمی باشد برای رشد افسارگسیخته کالبدی باهمستان های بی پناهی که در برآورده کردن کمترین تاسیسات برای ساکنین خود در مانده اند و چشم و دل امیدشان تنها به رفع نقایص سیستم های حمل و نقل درون شهری است.

 

مهندس مسعود مسلمی/کارشناس شهرسازی

هیچ نظری ارسال نشده است!

شما می توانید یک مکالمه را شروع کنید.

ارسال دیدگاه

اطلاعات شما در امنیت کامل خواهد بود! آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.