راه حل رسیدن به تهران هوشمند : تشکیل کنسرسیوم با تجربه جهانی

توسط امیر کریمی | شهریور ۲۶, ۱۳۹۷ ۱۰:۱۳ ب.ظ

«کشوری را می‌توان نابود کرد که در دنیا بی‌اهمیت باشد و زمانی بی‌اهمیت است که از تعاملات جهانی کنار گذاشته شود.» این شاه‌بیت صحبت‌های سجاد جهانگرد، «مشاور نوآوری مرکز مطالعات و برنامه‌ریزی شهرداری تهران» در مورد عملیاتی کردن شهر هوشمند تهران است؛ نه نشانی از سخت‌افزار در خود دارد و نه حرفی از نرم‌افزار. شاید کمی عجیب به‌نظر برسد که پروژه « تهران هوشمند » به این جمله ختم شود، اما مهم‌ترین راهکار جهانگرد به‌عنوان یکی از جوان‌ترین مشاوران نوآوری شهرداری، برای تحقق تهران هوشمند ، استفاده از کنسرسیوم‌های مشترک بین‌المللی، تجربیات جهانی و تیم‌های کارآزموده است.

به‌نظر جهانگرد هوشمندسازی واقعی سخت، اما ممکن و سرنوشت محتوم تهران است. به همین خاطر قبل از همه نیازمند یک «تفکر» برای هوشمندسازی تهرانیم. تفکری که فراتر از به‌کارگیری سنسور و سخت‌افزار باشد. شما را به خواندن مصاحبه‌ bacpress دعوت می‌کنیم که در آن مانع اصلی هوشمندسازی تهران نه سخت‌افزار معرفی می‌شود نه نرم‌افزار، بلکه باورها و روندهاست.

شهر هوشمند چیست و باید چه ویژگی‌های نرم‌افزاری و سخت‌افزاری و در یک کلمه چه ویژگی باید داشته باشد که به آن بگوییم شهر هوشمند؟

جهانگرد معتقد است خیلی وقت‌ها بحث هوشمندسازی به موضوع سنسور و سخت افزار کاسته شده است

جهانگرد معتقد است خیلی وقت‌ها بحث هوشمندسازی در حد سنسور و سخت افزار کاسته شده است

شهر هوشمند موضوع در حال تکاملی است و چیزی نیست که بگوییم امروز و الان به نهایت رسیده و تمام شده است. البته اگر ترمولوژی شهر هوشمند را بررسی کنیم قطعا تاریخی دارد که استفاده شده، اما اصل ماجرای شهر هوشمند، هوشمندی در سازوکار شهری است. هوشمندی در سازوکار شهری با ابزار فناوری اطلاعات، به بلوغ رسیده و بر اساس تحلیل داده‌های مختلف می‌تواند برنامه‌ریزی کند تا به رویه‌های شهر هوشمندی تزریق شود. هوشمندی شهری، شهر هوشمند و شهروند هوشمند بر اساس نوع برنامه‌ریزی شهری قابل تعریف است، حتی قبل از این‌که فناوری اطلاعات باشد، اما با فناوری اطلاعات به بلوغ رسیده است.

خیلی از وقت‌ها بحث شهر هوشمند به سخت‌افزار و سنسور کاسته می‌شود، حتی وقتی انتظارات‌شان بیش‌تر می‌شود و این مرحله را توسعه می‌دهند، نهایتا به این‌جا می‌رسند که سنسورها دیتا را جمع‌آوری ‌کنند، دیتا تحلیل و طبقه‌بندی شود، در دیتابیس‌ها مختلف وارد شود و روی آن گزارش ایجاد شود، اما در پایان تمام این روند باید پرسید: آیا برای به‌وجود آوردن هوشمندی برنامه‌ریزی کرده‌اید یا نه؟ واقعیت این است که وقتی وارد بحث برنامه‌ریزی می‌شویم همه صحبت‌ها و بحث‌های پیرامون شهر هوشمند و پیاده‌سازی آن کلان می‌شود. یعنی قبل از آن شاید می‌توانستید کوچه و محله‌تان را با همان متد سخت‌افزاری و سنسوری مجهز کنید، اما زمانی که صحبت از برنامه‌ریزی می‌شود هوشمندسازی یک کوچه هم پروژه‌ی نسبتا پیچیده‌ای می‌شود چه برسد وقتی که از یک کلان‌شهر صحبت می‌کنیم.

از این‌جا به بعد کمی ترسناک هم می‌شود و برای همین معمولا بازمی‌گردند به همان حالت نصب تعدادی سنسور و همین حد هوشمندسازی راضی‌شان می‌کند.

با این اوصاف چه کاری باید انجام دهیم تا یک شهر هوشمند یا تهران هوشمند واقعی _ نه محدود به سنسور و سخت‌افزار _ داشته باشیم؟

باید فکر اولیه داشته باشیم. شاید یک برنامه بزرگ در بازه زمانی کوتاه نتواند پاسخ‌گو باشد، اما در همین بازه زمانی کوتاه می‌توانیم بفهمیم که از شهر هوشمند دقیقا چه چیزی می‌خواهیم و چه انتظاری داریم.

دو نگرش در این مورد وجود دارد؛ اول اتوماسیون صرف که تنه به لوکس بودن فضای زندگی می‌زند. در دنیا معمولا کشورهایی که از درآمد سرآنه بالایی برخوردارند اما متکی بر درآمدهای دانش بنیان نیستند، به این نگرش علاقه نشان می‌دهند. این کشورها بیشتر با به‌کارگیری سریع ابزارهای نوین، ظهور و ویترین هوشمندسازی را در زندگی روزمره دنبال می‌کنند. نگرش دوم مربوط به کشورهایی‌ست که معمولا تا چیزی کار می‌کند، عوضش نمی‌کنند (مانند کشورهای اروپایی و ژاپن). بنابراین زمانی از سنسورها و هوشمندسازی استفاده می‌کنند که مثلا باعث حفظ محیط زیست، کاهش هزینه‌ها، ایجاد درآمدهای جدید و در نهایت تسهیل رویه‌های زندگی شهروندان بشود.

اگر بخواهیم هوشمندسازی را به شکل ماندگار و پایدار به جلو ببریم و توسعه دهیم باید با نگرش دوم به آن نگاه کنیم. این زاویه دید به مسائل شهری کمک زیادی به حرکت به سوی شهر پایدار و حل مسائلی مثل کاهش آلایندگی می‌کند. از این زاویه نیاز مبرمی به برنامه‌ریزی داریم، چون باید بدانیم این هوشمندسازی مثلا آیا به کاهش آلایندگی منجر می‌شود یا نه و تا چه اندازه این کاهش ایجاد خواهد شد و آیا می‌ارزد؟ این سیستم برنامه‌ریزی و برآورد هزینه و فایده، پروژه‌های هوشمند‌سازی شهری را معتبر می‌کند.

برعکس پروژه‌هایی که در نگرش اول تولید می‌شود، نیازمند سرمایه‌گذاری‌های بزرگ است و لزوما برگشت مالی جذابی هم ندارد. یکی از دلایلی که هوشمندسازی خیلی در روند شهری تهران پا نگرفته همین است، چون برنامه‌ریزی بلند مدت پایدار را نتوانسته توجیه کند و البته انجام این کار هم سخت است.

اما شاید اجراسازی بر اساس نگرش اول به نگرش دوم منتهی شود.

ببینید، سال‌هاست است که یک شبکه سنسوری زیرسطحی در بیش از ۴۰۰ چهارراه تهران تعبیه شده تا با شمارش تعداد ماشین‌های عبوری و تحلیل جریان و حجم حرکت خودروها تصمیم‌گیری کند، کدام چراغ در این شبکه و با چه زمانبندی سبز یا قرمز شود. اما این موضوع مدت‌هاست از کارآمدی خارج شده است. یکی از دلایل آن این است که کنترل خیلی از این چهارراه‌ها در اکثر مواقع به خصوص اوج ترافیک دستی شده و از چرخه تصمیم‌سازی هوشمند سامانه خارج شده است. این تبعات و نتایج عدم برنامه‌ریزی در ابتدای کار است. عدم برنامه‌ریزی درهماهنگی بین متولی تنفیذ قوانین ترافیکی(پلیس راهور) با سیاست‌گذار حمل و نقل شهری یعنی شهرداری.

معمولا سیستم‌های شهری و اجرایی از استانداردهای متفاوتی برای ارزش‌گذاری و عملیاتی‌سازی پروژه‌های هوشمندسازی برخوردارند. چطور می‌توان استانداردهای واحدی برای هزینه و فایده در پروژه‌های هوشمندسازی در نظر گرفت تا این پروژه‌ها در نظام شهری معنادار شود؟

مشاور نوآوری مرکز مطالعات و برنامه‌ریزی شهرداری تهران راه حل رسیدن به تهران هوشمند را تشکیل کنسرسیوم‌هایی متشکل از نیروهای باتجربه داخلی و بین‌المللی می‌داند

جهانگرد راه حل رسیدن به تهران هوشمند را تشکیل کنسرسیوم‌هایی از نیروهای باتجربه داخلی و بین‌المللی می‌داند

این دو محور اصلی دارد. یکی استانداردهای اتوماسیون ساختمان و دیگری ساخت‌و‌ساز و شهری. در این سال‌ها به اتوماسیون ساختمان پرداخته شده و در نظام شهرسازی کشور تا حدودی وارد شده است. در محور دوم اما بحث فکرافراز است و باید قبول کنیم که از تجربه‌های جهانی در این مورد استفاده کنیم. وقتی کاری را هنوز خودمان تمرین نکردیم عقل حکم می‌کند که با تکیه بر تجربه‌های موفق دیگران کار آغاز شود. وقتی پروژه ای در دست داریم که به مردم و بیت‌المال مربوط می‌شود، باید دقت بیشتری در نحوه مصرف سرمایه‌های مادی، انسانی و فرصت زمانی در اختیار قرارداده شده داشت.

مثلا می‌توان با به‌کارگیری یک کنسرسیوم با مشارکت تیم‌های خبره بین‌المللی باتجربه مدیریت شهری از یک طرف، شرکت‌های جهانی صاحب و لبه فناوری از طرف دیگر و بازیگران تجاری و صنعتی داخلی در این حوزه در اداره شهر مسیر درست را پیدا کرد و برای شروع این کنسرسیوم مسئولیت پایلوت کردن منطقه به منطقه را به عهده بگیرد. در عین‌حال باید فرهنگ این نوع عملکرد در مدیران بالا دستی وجود داشته باشد تا نگذارند به شیوه‌ای غیر علمی کار جلو برود و برای رسیدن به نتایج جدی، حامی طرح باشند و کمی تحمل کنند. در تعاملات بین‌المللی باید مدت زمان کافی گذاشته شود تا در نهایت نتیجه مطلوب به‌دست آید.

به تهران خودمان برگردیم. ایده تهران هوشمند چیست؟ این ایده قرار است روی چه بستری سوار شود و تا به امروز چقدر تلاش شده تا تهران هوشمند به واقعیت نزدیک شود؟

ایده شهر هوشمند تهران در دوره‌های مختلف مورد توجه شهرداری‌های مختلف تهران بوده است. در حال حاضر سازمان ارتباطات و فناوری اطلاعات شهرداری تهران پیشرو در هوشمندسازی شهر تهران شده است. به نظر می‌رسد دیدگاه این سازمان است که باید بستر دریافت اطلاعات کامل و تعاملی داشته باشیم. به همین خاطر در سال‌های اخیر به سمت شفاف‌سازی رفته و تلاش می‌کند که دسترسی‌های لازم در اختیار کسب‌و‌کارهای نوین و نوپا باشد تا این سازمان‌ها بتوانند طرح‌های نوآورانه خود را روی پلتفرم‌های عمومی شهری پیاده‌سازی کنند.

اما این طرح ها هنوز اجرا نشده است.

البته این موضوع در حاشیه‌های که برای شهرداری به‌وجود آمده، گم شده است. واقعیت این است که اکثر کشورهایی که رشد کرده‌اند یا حکمرانان با دوره حمکرانی طولانی مدت داشته‌اند که فکر توسعه را سال‌ها شده با سعی و خطا دنبال کرده باشد یا برخی کشورهای دیگر که راهبرد کامل و پیگری شده توسعه داشتند که این راهکار را در دوره‌های مختلف تا به نتیجه رسیدن با جدیت دنبال کرده‌اند. ما این روند را در ایران نداریم، با این‌که قوانین و راهکارهای بلند مدت در ایران (برنامه توسعه ۵ساله کشور، ایران ۱۴۰۴ و…) وجود دارد، اما پیگیری و نظارت وجود ندارد تا این برنامه‌ها به درستی پیاده‌سازی شود.

اگر فرض کنیم، پروژه‌های و نقشه‌های بزرگ در پروسه و روند شکل می‌گیرند، همین بی‌برنامه‌گی نشانه این نیست که ایده بزرگی برای شهر تهران مثلا تهران هوشمند وجود نداشته است و البته به نظر می‌رسد راه‌حل‌های قدیمی در افکار مدیران راه‌حل‌های موثرتری است؟

راه‌حل‌های قدیمی در افکار مدیران راه‌حل‌های غیر جسورانه است. راه‌حل جدید برای برای مدیران ما راه‌حل‌های جسورانه و ترسناک است؛ بنابراین ما به مدیران شجاع احتیاج داریم که حاضر باشند راه‌حل‌های جسورانه را انتخاب کنند. مدیرانی که راه‌حل‌های جدید را بشناسند و چون از آن شناخت دارند، از آن‌ها نترسند. در دوره جدید مدیران و سیاست‌گذاران شهری با توجه به فهم بالاتر از تحولات و سازوکارهای نوین شهری، تصمیمات بهتری هم در حل مسئله دارند و ترس‌شان ریخته است.

مشکل مدیران شهر تهران در حرکت نکردن به سمت تهران هوشمند چیست؟ شهر تهران از خط قرمزهای احتیاج به چنین پیاده‌سازی هوشمندسازی گذشته است، ولی هنوز دغدغه‌ ساخت تهران هوشمند در تصمیمات مدیران کم رنگ است.

این‌جا به نظر من به بحث شایسته‌سالاری می‌رسیم. مدیر و کارشناس ناشایسته همیشه به این فکر می‌کند که چگونه می‌تواند در این‌جا بماند و وقتی به این موضوع فکر می‌کند، تصمیمات جسورانه نمی‌گیرد. حالا اگر کسی هم در این سیستم با شایسته‌سالاری انتخاب شده باشد، باید با تعامل با افراد دیگر کار کند که در جمع ناشایسته‌گان کارایی‌اش کاهش می‌یابد. در این سیستم افراد شایسته یا مستهلک می‌شوند یا به جایی می‌رسند دیگر برای‌شان مهم نیست چه اتفاقی می‌افتد. شاه بیت حرف‌های‌شان این است: «ما تلاش کردیم و نشد.» بعضی مواقع هم می‌روند سراغ چیزی به نام QUICK Win که همان فرمت نمایشی است و تنها جنبه‌های ظاهری دارد.

یکسری از مشکلات اساسی عدم اجرای هوشمندسازی به زیرساخت‌های مخابراتی در ایران باز می‌گردد. همین امروز اگر بخواهیم در حد استانداردهای غرب آسیا شهر هوشمند ( تهران هوشمند ) داشته باشیم با تبادل حجم دیتای مخابراتی مورد نیاز دچار مشکل می‌شویم؟

جهانگرد: راه‌حل جدید برای برای مدیران ما راه‌حل‌های جسورانه و ترسناک است؛ بنابراین ما به مدیران شجاع احتیاج داریم

جهانگرد: راه‌حل جدید برای برای مدیران ما راه‌حل‌های جسورانه و ترسناک است؛ بنابراین ما به مدیران شجاع احتیاج داریم

ما در این ماجرا سال‌ها عقب افتادیم. در توسعه بخش‌های ارتباطات و مخابرات تا قبل از آمدن تلفن همراه در سال ۷۲ عقب نبودیم. کمی بعد آن هم شاید جزو ۵۰ کشور اول استفاده‌کننده از فناوری تلفن موبایل بودیم! وقتی ایران عقب افتاد که بحث دیتای موبایل در ایران مطرح شد؛ از همان زمانی که بحث MOBILE BROADBAND مطرح شد، حفره و شکافی ۸ ساله در سال‌های ۸۵ تا ۹۲ در کار کشور افتاد. تا سال ۹۲ همچنان درگیر برخی از موانع ساده مخابراتی بودیم و برای استفاده از اینترنت و موبایل هم مشکل داشتیم.

این موضوع با آزادسازی لایسنسینگ موبایل در دولت یازدهم تا حدود زیادی حل شد و با تلاش جدی دولت، ایران به سمت کاهش شکاف گذشته پیش رفت. در جهان هم با همین روند مواجه و در مدت زمان کوتاهی با ورود ۴G و ۵G تعداد کانکشن‌ها بالا رفت و میانجی‌ها برداشته شدند، به‌طوری که با استفاده از سیم‌کارت‌های مجازی و آی‌پی ورژن ۶ محدودیت‌های گذشته در استفاده از شبکه برداشته شده و پیاده‌سازی ارتباطات پرتعداد راحت شد. در نتیجه الان ارتباطات و مخابرات مسئله اصلی ما نیست. البته در بخش دولتی همیشه این سوال وجود دارد که در آن سوی میز چه کسی است که نیازمند اطلاعات شهری‌ست و چه سمتی دارد.

سوالی که در هیچ یک از بروکراسی‌های شهرهای مدرن جهان پرسیده نمی‌شود و همیشه این سوی میز را CIVIL servant یا خدمتکار جامعه می‌دانند، اما در ایران کاملا متفاوت است. اگر همین افراد در آن‌جایی که قدرت دست‌شان است، با دید خدمت‌دهی و نه حکم‌فرمایی برخورد کنند چرخه سیستم اداری به جریان می‌افتد، اما هنوز این فرهنگ جانیافتاده و انگار جامعه ما در این زمینه سر و ته رفتار می‌کند.

آیا درست است که قوانین مادر در حیطه شهر هوشمند وجود ندارد؟

به نظر من مشکل اصلی سمت قوانین نیست، چون مثلا شهردار یک شهر را نمی‌توان با قانون مجبور کرد به سمت شهر هوشمند برود. شما نهایتا می‌توانید با قانون جلوی خطا را بگیرد، اما با قانون نمی‌توانید توسعه ایجاد کنید. کشورهای توسعه‌یافته ابزارهای جامعه مدنی قدرتمند دارند که پشتیبان اجرای رویکردهای صحیح در سطح کشور هستند. جامعه علمی در تعامل با رسانه و این دو در تعامل با نهادهای جامعه مدنی اجازه نمی‌دهند سیاستمدارانی که تصمیمات نادرست می‌گیرند در قدرت بمانند.

واقعیت این است که راه توسعه از مسیر قانون نیست، بلکه از مسیر آموزش است. من به کشورهای مختلفی سفر کردم و در یکی از آخرین سفرها حس کردم که این کشور واقعا با دیگر نمونه‌ها، مثلا حتی ژاپن، متفاوت است. این کشور در ۲۰ شاخص اصلی توسعه در جهان بین ۱۰کشور اول است. برای مثال ۷۰ درصد مردم این کشور عضو کلیسا هستند و در عین‌حال از بهترین کشورهای جهان از نظر آزادی مذهب است. وقتی کمی جست‌و‌جو کردم، متوجه شدم تقریبا بهترین سیستم آموزشی را جهان دارند. در این کشور از کودکی رفتار صحیح را نهادینه می‌کنند که امروز موفق هستند.

پیش از این در مورد کنسرسیوم‌های مشترک با شرکای خارجی گفتید. به‌نظرتان چقدر طرح‌های هوشمندسازی شهری قابلیت بومی‌سازی در طراحی یا اجرا را دارند؟

بومی‌سازی مرحله اول کار نیست، بلکه مرحله آخر آن است. متاسفانه ما عبارت بومی‌سازی را استحاله کرده‌ایم و در جایگاهی اشتباه به‌کار می‌بریم. در حقیقت وقتی ما چیزی را بلد نیستیم و یاد نگرفته‌ایم، بومی‌سازی معنا ندارد. باید بعد از انجام بررسی‌های تطبیقی لازم اول نمونه خوب خارجی را عینا پیاده کنیم و وقتی چند سال اجرایی شد و اشکلات آن در تعامل با جامعه درآمد، بعد سعی کنیم بومی‌سازی کنیم و مدل بهینه برای شرایط خاص خود را به دست بیاوریم.

ادعای بومی‌سازی خیلی از ما را فریب داده چون در حقیقت بسیاری از مشکلات فعلی کشور به‌خاطر پروسه‌ها و روندهای اجرایی بروز می‌کند، نه به‌خاطر ابزار مثلا سامسونگ، بوش، مایکروسافت یا هوآوی. این ابزارها همین‌طور که در کشورهای توسعه یافته در دسترس هستند در ایران هم وجود دارند، اما تفاوت اصلی در رویه‌هاست.

از این‌ها که بگذریم به پروژه‌ معروف رصدخانه تهران می‌رسیم. پروژه‌ای که برای پیاده‌سازی هوشمندسازی در تهران ( تهران هوشمند ) راه‌اندازی شده و قرار است پشتیبان جدی آن باشد. این پروژه در چه مرحله‌ای‌ست؟

تهران هوشمند حتما سر از خاک بر خواهد آورد، فقط کمی زمان می‌خواهد

رصدخانه متاسفانه یک وجه بد داره که همان وجه رفتار نمایشی است و یک وجه خوب که اتاق نظارت و عملیات شهری است. این پروژه هنوز به یک سیستم کارکردی بهینه نرسیده است، اما با تلاش‌های جدیدی دارد مسیر توسعه را طی می‌کند. تکمیل سیستم‌های مبتنی بر GIS می‌تواند رصد‌خانه تهران را در مسیر کارآمدی قرار دهد. اگر سیستم‌های درست در این رصدخانه اجرایی و عملیاتی شود کارهای بزرگی می‌توان در شهر انجام داد، مثلا در مدیریت بر اساس اطلاعات مکان‌محور، لایه‌های اطلاعاتی کلیدی را تعریف کرد.

لایه اطلاعاتی شبکه گاز، برق، آّب، اطلاعات جمعیتی، اجتماعی، مالی و غیره. اگر این سامانه توسعه یابد می‌تواند به‌صورت عمودی دیتا شهری را آنالیز کند؛ مثلا کراس‌چک کند شبکه گاز و مدرسه هست یا مدرسه و مسجد هست، اما آتش‌نشانی نزدیک نیست، مشخص کند و گزارش تولید کند. در حقیقت دید وسیع برنامه‌ریزی به مدیران شهری بدهد و البته ابزار مدیریت بهینه بحران‌ها در شهر را ایجاد کند.

تهران در نقش یک کلان‌شهر پر مشکل نیازمند مدیریت بهینه بحران است. رصدخانه در شکل عالی خود چنین سازوکار پیچیده‌ای را پشتیبانی خواهد کرد، البته به این شرط که دستگاه‌ها اجازه استفاده از اطلاعات یکدیگر را به هم بدهند و کار را آسان‌تر کنند. همین‌جاست که  قوانین می‌تواند کمک کند و سازمان‌ها را به ارائه شفاف اطلاعات برای رسیدن به کارآمدی وادار کند.

آینده تهران هوشمند را چگونه می‌بینید و افق دستیابی به آن را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

تهران هوشمند حتما سر از خاک بر خواهد آورد، فقط کمی زمان می‌خواهد. تهران هوشمند باید در یک تعامل بین المللی با استفاده از افرادی که دانش این موضوع را دارند، انجام شود. یعنی در الگوی شراکت ایرانی و خارجی. باید بپذیریم از هوش و دانش تجمیع شده بشری استفاده کنیم. که محصول سال‌ها تجربه انسان‌ها است.

تحریم‌ها درواقع برای تبدیل نشدن ایران به یک بازیگر کلیدی جهانی وضع شده و همین ابزار به‌دنبال جدا کردن ما از دنیا است. باید این سد را شکست و وارد همکاری با دنیا شد. وقتی می‌توان کشوری را نابود کرد که در دنیا بی‌اهمیت باشد و زمانی بی‌اهمیت می‌شود که از چرخه تعاملات جهانی کنار گذاشته شود. حداقل خودمان جلوی رشد خودمان را نگیریم.

Source URL: http://bacpress.com/%d8%aa%d9%87%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d9%87%d9%88%d8%b4%d9%85%d9%86%d8%af/