pire mard

تولد هوشمندسازی خانه با شرکت X10

اتوماسیون خانگی پیشینه‌ای طولانی دارد. سال‌های سال روند‌های جدید فناورانه‌ای به عرصه آمده و سپس محو شدند، اما یکی از نخستین شرکت‌هایی که در زمینه هوشمندسازی خانه به موفقیت دست یافت همچنان باقی است. در ادامه به این موضوع می‌پردازیم.

سرآغاز بسیاری از محصولات خانه هوشمند به سال 1975 برمی‌گردد. در آن سال یک شرکت اسکاتلندی X10 را ایجاد کرد. X10 به محصولات سازگار با یکدیگر امکان می‌داد تا از طریق همان سیم‌های برق موجود در خانه با یکدیگر ارتباط بگیرند.

در چنین سیستمی تمامی دستگاه‌های برقی نقش گیرنده را داشتند و وسایل کنترل کردن سیستم، نظیر ریموت‌کنترل‌ها و صفحه‌کلید‌های کوچک نقش فرستنده را بازی می کردند. اگر می‌خواستید که چراغی را در اتاق دیگری خاموش کنید، فرستنده پیغامی را به صورت یک کد عددی ارسال می کرد که شامل این موارد بود:

* هشدار به سیستم مبنی بر اینکه فرمانی دارد صادر می‌شود،
* شماره شناسایی دستگاهی که باید فرمان را دریافت کند،
* یک کد که حاوی خود فرمان است، مثلا فرمان «خاموش شو».

 

سیستم چنان طراحی شده بود که کل کار در کمتر از یک ثانیه انجام گیرد، و با این حال X10 محدودیت‌هایی هم داشت. ارتباط‌گیری از طریق سیم‌های برق همیشه هم قابل اعتماد نیست چون این سیم‌ها در نتیجه برق‌رسانی به سایر دستگاه‌ها “نویزدار» می‌شوند. این احتمال وجود دارد که یک دستگاه در سیستم X10 تداخل‌های الکتریکی را فرمان تصور کرده و به آنها واکنش نشان دهد و یا اصلا فرمان را دریافت نکند.

دستگاه‌های X10 هنوز هم هستند اما فناوری‌های دیگری هم به عرضه آمده‌اند که بر سر پولی که قرار است خرج شبکه‌سازی خانگی کنید با هم رقابت دارند. بسیاری از سیستم‌های جدید به جای آنکه از طریق سیم‌های برق کار کنند، ارتباط‌گیری را از طریق امواج رادیویی انجام می‌دهند. بلوتوث، وای‌فای و سیگنال‌های تلفن‌های همراه از این گونه‌اند.

در میان شبکه‌های رادیویی در اتوماسیون خانگی، ZigBee و Z-wave شهرت بیشتری دارند. هر دو این فناوری‌ها از نوع شبکه‌های مِش هستند یعنی آنکه بیش از یک راه برای رسیدن یک پیغام به مقصدش وجود دارد.

با پروتکل هوشمندسازی z-wave بیشتر آشنا شوید.

Z-Wave از یک «الگوریتم مسیردهی منبع» برای تعیین سریع‌ترین مسیر برای فرستادن پیغام استفاده می‌کند. هر یک از دستگاه‌های یک شبکه Z-Wave دارای یک کد است، و زمانی که دستگاه به شبکه وصل می‌شود، کنترلر شبکه آن کد را شناسایی کرده، مکان دستگاه را معین کرده و آن را به شبکه می افزاید. زمانی که فرمانی می‌رسد کنترلر با استفاده از الگوریتم، معین می‌کند که پیغام چگونه باید فرستاده شود. از آنجا که این مسیردهی ممکن است حجم زیادی از حافظه روی شبکه را بگیرد، Z-Wave میان دستگاه‌ها یک سلسله‌مراتب ایجاد کرده است:

برخی کنترلرها پیغام‌ها را راه می‌اندازند و برخی دیگر اسلِیو هستند به این معنا که فقط می‌توانند پیغام‌ها را حمل کرده و به آنها پاسخ دهند.

خود نام ZigBee نشان از شبکه‌بندی مش دارد چون پیغام‌هایی که از فرستنده ارسال می‌شوند مسیری زیگ‌زاگی را می‌پیمایند و به دنبال بهترین مسیر برای رسیدن به گیرنده می‌گردند. Z-Wave از یک فناوری اختصاصی برای گرداندن سیستم خود استفاده می‌کند، اما پلتفرم ZigBee مبتنی بر استانداردی است که «موسسه مهندسین برق و الکترونیک»  (IEEE) برای شبکه‌های شخصی بی‌سیم وضع کرده است و این یعنی آنکه هر شرکتی می‌تواند بدون پرداخت هزینه‌های صدور گواهی برای استفاده از فناوری پشتیبان آن، یک محصول سازگار با ZigBee بسازد، و این نهایتا ممکن است باعث مزیت رقابتی برای ZigBee گردد.

سیستم ZigBee نیز همچون Z-wave هم دستگاه‌های تماماً کارکردی دارد (دستگاه‌هایی که پیغام را مسیردهی می‌کنند) و هم دستگاه‌هایی با کارکرد تقلیل‌یافته (دستگاه‌هایی که پیغام را مسیردهی نمی‌کنند).

استفاده از یک شبکه بی‌سیم اجازه می‌دهد تا در تصمیم‌گیری درخصوص محل قراردهی دستگاه‌ها آزادی عمل بیشتری داشته باشیم اما در این شبکه‌ها نیز همچون سیم‌های برق ممکن است تداخل رخ دهد.

Insteon راهی در اختیار شبکه خانگی‌تان می‌گذارد تا بتواند پیغام‌ها را هم با سیم‌های برق منتقل کند و هم از طریق امواج رادیویی، و به این ترتیب به یک شبکه مش دوگانه تبدیل شود. اگر پیغام نتواند از طریق یکی از این دو پلتفرم منتقل شود، پلتفرم دیگر امتحان می‌شود. یک دستگاه Insteon به جای مسیردهی پیغام، پیغام را مخابره می‌کند و همه دستگاه‌‌ها آن پیغام را برداشته و مجددا مخابره‌اش می‌کنند تا آنکه بالاخره فرمان اجرا شود.

به جای آنکه یکی از دستگاه‌ها نقش آغازگر  و دستگاهی دیگر نقش گیرنده را ایفاء کند همه دستگاه‌ها همتای یکدیگر خواهند بود. این یعنی آنکه هرچقدر تعداد دستگاه‌های نصب شده بر روی یک شبکه بیشتر باشد، پیغام در آن شبکه با قدرت بیشتری منتقل می‌گردد.

نگاهی به درون خانه بیل گیتس

ایکروسافت، بیل گیتس، که در حومه شهر سیاتل جای دارد شاید تا به امروز معروف‌ترین خانه هوشمند باشد.

به تک تک کسانی که در خانه هستند یک چیپ ردگیری الکترونیک وصل است. وقتی شخص از اتاقی به اتاق دیگر می‌رود، چراغ‌های پیش رویش روشن شده و آنها که پشت سرش هستند خاموش می‌شوند، آهنگی که پخش کرده است همراه با او از اتاقی به اتاق دیگر می‌آیند و همینطور آنچه در تلویزیون تماشا می‌کند.

آن چیپ همه کارهایی که شخص انجام می‌دهد را پیگیری کرده و به تدریج که با ترجیحات فرد آشنا می‌شود تنظیماتی را اعمال می‌کند. وقتی دو چیپ متفاوت وارد یک اتاق می‌شوند سیستم سعی می‌کند تا چیزی را به آن دو شخص عرضه کند که با علایق هردو سازگار باشد.

 

حومه شهر سیاتل
ایکروسافت، بیل گیتس، که در حومه شهر سیاتل جای دارد شاید تا به امروز معروف‌ترین خانه هوشمند باشد.
ممکن است شما دوست داشته باشید

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

google-site-verification=LIlp78bswjmF4j21BsLJxo_uLTDoQ6D65iBZr09qqzs