چرا یکپارچه سازی سیستم ها مشکل ساختمان های هوشمند است؟

چرا یکپارچه سازی سیستم ها مشکل ساختمان های هوشمند است؟
۲۸ اردیبهشت ۰۸:۱۵ ۱۳۹۸ پرینت گرفتن از این مقاله

با اینکه سیستم های یکپارچه راهکار مناسبی برای کنترل انواع سیستم های یک ساختمان و افزایش بهره وری انرژی در آن است، هنوز با چالش هایی مواجه است و راه زیادی درپیش دارد تا اشکالات و موانع پیش روی آن رفع شود. در این مقاله، میشل موری در مقاله ای در گرینتک مدیا گره از مشکلات مالی و درهم پیچیدگی های یکپارچه سازی سیستم ها باز می کند.تحلیل موری به نظر بدبینانه و خلاف جریان گرایش به سمت یکپارچه سازی است، اما به نکات تأمل برانگیزی در برخی پروژه ها اشاره کرده است که توجه به آن ها برای متخصصان این حوزه می تواند سودمند باشد.

من به تازگی از ۶۵ کارشناس در مدیریت امکانات، بهره وری انرژی و ساختمان سبز پرسیدم که در صنعت ما کل هزینه یکپارچه سازی سیستم ها چقدر است؟این سؤال به شکل گمراه کنند های ساده است.هنگامی که من از واژه «یکپارچه سازی سیستم » استفاده می کنم به هزینه های نیروی کار یا سخت افزار لازم برای ایجاد سیستم های تهویه مطبوع، کنتورهای فرعی، کنترل کننده های روشنایی و دیگر تجهیزات در ساختمان ها اشاره می کنم که می توانند به راحتی با یک دیگر صحبت کنند.

برای افراد ناآشنا، یکپارچگی سیستم ها به نظر کاری سهل الوصل می آید: برای من که می توانم درایور یک چاپگر را بدون هیچ دردسری برروی رایانه شخصی خودم نصب کنم، نصب یک جفت مدباس بر روی شبکه محلی و یا اتصال کنترل کننده های BACnet با یکدیگر چقدر دشوار خواهد بود؟ آیا فناوری این مشکل را حل نکرده است؟ اما برای کسانی که هر روز با چالش های یکپارچه سازی دست و پنچه نرم می کنند، صحبت کردن سیستم ها با یکدیگر بسیار فراتر از یک چالش است و پوشش دادن کل صنعتی که با نام یکپارچه سازی سیستم ها شناخته می شود بسیار دشوار است.

بسیاری از پیمانکارهای ساختمانی زمان و منابع زیادی را برای یکپارچه سازی صرف می کنند که معمولاً در قالب هزینه مشاوره به مشاوران یکپارچه سازی و یا شرکت های بزرگ فعال در حوزه اتوماسیون پرداخت می شود. اگر هزینه زیادی برای مشاوران پرداخت کنید و در عوض احساس رضایت نداشته باشید، شاید فکر کنید پولی که خرج کرده اید، می توانست در موارد مؤثری همچون بهره وری انرژی مصرف شود.

بگذارید با یک مثال محسوس از معضل یکپارچه سازی پیش برویم. یک مالک ساختمان به مساحت ۲۰۰ هزار فوت مربع می خواهد کنتور برقی در هر واحد نصب و آن را به سیستم اتوماسیون ساختمان متصل کند. این مشتری می خواهد میزان مصرف را با جزئیات بیشتری نسبت به قبض های ماهیانه دریافت کند و در نهایت تمایل دارد که بار سیستم تهویه مطبوع را در زمان های خاصی از اوج مصرف کاهش دهد، اما در حال حاضر فقط نیاز به جمع آوری اطلاعات دارد. به نظر ساده می آید!

با یک جستجوی ساده در گوگل می توانید کنتور برقی را به قیمت ۲۵۰ دلار به علاوه هزینه حمل و نقل پیدا کنید و نیز ۵۰۰ دلار برای تکنسین مربوطه در نظر بگیرید.هزینه ای که یک متصدی BAS دریافت می کند دقیقاً مشخص نیست اما با یک حساب سرانگشتی می توان فهمید که برای هر ساختمان بین ۲۵۰ تا ۵۰۰ دلار خواهد بود.

مگر کار او چقدر سخت است؟ فقط نیاز به اتصال چند رشته سیم، اجزاء مختلف را وارد شبکه کردن و در نهایت فشار چند دکمه است!اگر هزینه این نصب فرضی را در باز های بین ۱۰۰۰ الی ۱۲۵۰ دلار به ازای هر ساختمان تخمین زده باشید، به طور حتم اشتباه کرده اید. دستمزد پیشنهادی متصدی ساختمان نجومی است.

ابتدا نیاز دارید تا یک تابلوی ورودی را به پنل فرمان برای جا دادن یک کنتور ورودی اضافی متصل کنید. برای پیکربندی صحیح این عملیات نیاز به یک نیروی ماهر است. سپس نیاز دارید که اتصال را در راستایی مشخص به سیستم اتوماسیون ساختمان هدایت کنید که این به معنای ذخیره داده ها بر اساس کیلو وات بر ساعت است.

سیستم اتوماسیون ساختمان برای هدایت کردن اتصال نصب نمی شود. چگونه باید مشکل را برطرف کرد؟ شما به خریدن یک رایانه دیگر برای پایگاه داده نیاز دارید. خرید یک رایانه حدود ۵۰۰ دلار هزینه دارد که رقم بالایی نیست. اما شما نیاز به سرور Microsoft SQL ، نرم افزار گران قیمت سیستم اتوماسیون ساختمان و از همه گران تر مهندسی ماهر برای نصب و راه اندازی دارید.

از خود می پرسید: من کجا را اشتباه کردم؟ تصمیم می گیرید که از یک متصدی سیستم اتوماسیون ساختمان دیگر نرخ بگیرید. اما هزینه همان مقدار یا حتی بیشتر است. به این نتیجه می رسید که نصب کنتورهای فرعی پرهزینه است. شرکت های تولید کننده تجهیزات نظارتی سیستم اتوماسیون ساختمان همیشه بر واسط ها و توزیع کننده های محلی برای بازاریابی و فروش محصولات خود تکیه کرده اند.

واسطه های محلی زمانی یک محصول را با خود حمل می کنند که فروش آن برای آن ها سود داشته باشد. افزایش نرخ ۴۰ تا ۵۰ درصدی سخت افزار قابل توجیه است اما نمی توان آن را با شرایطی مقایسه کرد که در آن خریدار مجبور می شود از ۲۰ تا ۴۰ ساعت خدمات مهندسی استفاده کند که بیش از ۱۷۵ دلار به ازای هر ساعت هزینه دارد.

جای تعجبی ندارد که به ندرت بتوان سیستم های اتوماسیون ساختمانی را در بازار پیدا کرد که به راحتی نصب شوند. شما چه به عمر برنامه ریزی شده اعتقاد داشته باشید و یا به این فکر کنید که تمامی این ها فقط رویه کسب وکار است در نهایت پروژه کنتورهای فرعی با شکست مواجه می شود.

مشتری ها هیچ دسترسی به سیستم های یکپارچه تک کلیکی ندارند چرا که سازندگان سیستم های اتوماسیون ساختمان تمایل به تخریب خط مشی درآمدی خود (واسط های محلی) ندارند. همان طور که یکی از این ۶۵ کارشناس به درستی در نوشته خود اشاره کرده است: « BACnet چون به استاندارد های نرمال صنعت توجه دارد، انقلابی است.» این بهترین تعریف دو پهلویی بود که در این مدت طولانی شنیده ام.

 

 

در بررسی های من هیچ گزارشی مبنی بر جزئیات هزینه های یکپارچه سازی سیستم ها وجود نداشت. با وجود این، همکارانم این آمار جالب را به من نشان دادند:

بررسی LBNL (آزمایشگاه ملی لارنس برکلی، مجری پژوهش های علمی برای دپارتمان انرژی امریکا) در زمینه سیستم های اطلاعاتی انرژی نشان داده است که یکپارچه سازی سیستم های اتوماسیون ساختمان می تواند هزینه ای بالغ بر ۳۰ -۴۰ هزار دلار و حتی در برخی موارد ۵۰ هزار دلار به ازای هر سیستم دربرداشته باشد.

به گفته یک شرکت بزرگ با بیش از ۱۰۰ ساختمان،یکپارچه سازی سیستم ها یکی از اساسی ترین چالش ها در تمامی کارهایش بوده است، که با تجربه و پشتکار توانسته است مدت زمان یکپارچه سازی یک سیستم جدید BAS را تقریباً به ۲۴ ساعت کار انسانی کاهش دهد.کاش شرکت های متوسط می توانستند به نتیجه ای مشابه دست پیدا کنند.

دیگر بررسی LBNL در زمینه راه اندازی صنایع نشان داده است که ۶۹ درصد از تمامی هزینه های راه اندازی صرف تحقیق و برنامه ریزی می شود که میزان چشمگیری از آن مربوط به جمع آوری اطلاعات است.

گر محافظه کارانه تخمین بزنیم، ۱۰ درصد از هزینه های راه اندازی «تحقیق و برنامه ریزی » مربوط به اتصال داده ها به سیستم اتوماسیون ساختمان است و می توان نتیجه گرفت سالانه ۱۴ میلیون دلار بیهوده هزینه می شود زیرا سیستم اتوماسیون ساختمان به راحتی کار نمی کند. و این فقط کسر جزئی از کل بازار سیستم اتوماسیون ساختمان در بازارهای ساخت و ساز جدید و مکمل آن است.

متأسفانه این آمار سؤال اصلی من را کامل پاسخ نمی دهد. به هر حال، اگر شک دارید که یکپارچه سازی سیستم ها بارعظیمی بر دوش صنعت است، تعداد شرکت هایی را که برای فعالیت در این بخش حمایت مالی می شوند را در نظر بگیرید. برای مثال جامعه یکپارچه سازان سیستم های کنترلی (CSIA) دارای ۴۵۳ شرکت عضو و یکی از بزرگ ترین پلتفرم های چند پروتکلی یکپارچه سازی، Tridium’s Niagara (متعلق به شرکت Honeywell) و دارای هزاران واسط در تمامی ۵۰ ایالت است.

هیچ نظری ارسال نشده است!

شما می توانید یک مکالمه را شروع کنید.

ارسال دیدگاه

اطلاعات شما در امنیت کامل خواهد بود! آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.